نگاهی به "ایران، جامعهی کوتاه مدت" نوشتهی محمدعلی همایون کاتوزیان - امبن علیاکبری

نگاهی به "ایران، جامعهی کوتاه مدت"
نوشتهی محمدعلی همایون کاتوزیان
ترجمه عبدالله کوثری/ نشر نی
"خانهی کلنگی، عدم توسعهی سیاسی و اقتصادی"
امین علیاکبری
ماجرا از این قرار است که عبدالله کوثری ترجمهی مقالهای از کاتوزیان به نام "ایران، جامعهی کوتاه مدت" را اولین بار در روزنامهی "سرمایه" منتشر میکند که با استقبال چشمگیری از سوی مخاطبین مواجه میشود. این استقبال باعث میشود تا او این مقاله را باری دیگر منتشر کند اما اینبار در مجلهی "بخارا" و به کوشش علی دهباشی. انتشار این مقاله به اصطلاح سروصدای زیادی برپا میکند و در محافل مختلف، حرفوحدیثها حول این مقاله شکل میگیرد. مجموعهی این بازخوردها سبب میشود تا عبدالله کوثری به فکر ترجمهی مقالههای دیگری از کاتوزیان و انتشار آنها در کنار مقالهی "ایران، جامعهی کوتاه مدت" در قالب یک کتاب بیفتد. این شد که کوثری و کاتوزیان با یکدیگر ارتباط برقرار کردند و باب مکاتبات این دو باز شد و کاتوزیان سه مقالهی دیگر که از نظر محتوایی و مضمونی نیز مرتبط با "ایران، جامعهی کوتاه مدت" بودند برای ترجمه در اختیار کوثری قرار داد و این کتاب شکل گرفت و نشر نی در آخرین روزهای سال 90 آن را روانهی بازار کرد.
"ایران، جامعهی کوتاه مدت" عنوان اولین مقالهی این کتاب است که در آن کاتوزیان جامعهی ایران را در قیاس با جامعهی اروپا قرار میدهد و آن را جامعهای کوتاهمدت معرفی میکند، او برای توصیف این کوتاهمدت بودن از اصطلاح "خانه کلنگی" استفاده میکند و جامعهی ایران را نیز مانند یک خانهی کلنگی در شرایطی قرار میدهد که هر فردی سراغ این خانهی کلنگی میآید، هدفی جز کوبیدن و تخریب آن و ساخت بنایی جدید و متفاوت در سر ندارد. او جامعهی ایران را نیز به همین منوال "جامعهی کلنگی" مینامد و مینویسد: "بنابراین به جای نوسازی آن خانه یا هر بنای دیگر و افزون بر سرمایهی مادی موجود، کل آن ساختمان به دست مالک یا خریدار ویران میشود و بنایی جدید بر زمین آن بالا میرود. از اینروست که صاحب این قلم گاه برای توصیف جامعهی کوتاهمدت ایران آن را "جامعهی کلنگی" نامیده، یعنی جامعهای که بسیاری از جنبههای آن – سیاسی، اجتماعی، آموزشی، ادبی – پیوسته در معرض این خطر است که هویوهوس کوتاهمدت جامعه با کلنگ به جانش افتد".
کاتوزیان بعد از اینکه شرحی کوتاه بر کوتاهمدت بودن جامعهی ایران در طول تاریخ ارائه میکند، سه عامل اساسی را که موجب ماهیت کوتاهمدتی میگردند، به این صورت برمیشمرد:
- مشکل مشروعیت و جانشینی وقربانیشدن بسیاری از فرمانروایان، سایر اعضای خاندان سلطنتی و نیز وزرا و فرماندهان نظامی در پای این مشکل
- بیاعتباربودن مال و جان
- مشکلات انباشت و توسعه
در ادامهی این مقاله، کاتوزیان هر یک از این سه عامل را به طور مفصل شرح میدهد و به بسط آنها میپردازد. او اولین عامل در درافتادن جامعهی ایران به ورطهی کوتاهمدتی را مشکل مشروعیت و جانشینی میداند و اینکه در تاریخ ایران، مسئلهای که در جانشینی و مشروعیت برتر بوده، امر "فره ایزدی" بوده که در واقع ارجح بر مسئلهی نخستزادگی یا شاهزادگی قرار میگرفته است و همین مسئله سبب میشده تا هر حاکمی که بر راس امور مملکت قرار میگرفته و در اصل بر اساس قدرت و ثروت بر این مسند تکیه میکند، در ادامه خود را برخوردار از فره ایزدی و جایگاهی الهی بداند و بر مسند خود استوار بماند.
در عنوان دوم، کاتوزیان به بحث بیاعتباری مال و جان شهروندان معتقد است و خیلی از مسائلی را که جامعهی ایران در طول تاریخ با آن دست به گریبان بوده، نشاءت گرفته از همین عدم تامین امنیت مالی و جانی میداند. به عقیدهی او چه بسیار بودند وزرا و تجار و بزرگانی که یا در میانههای عمر خویش مورد غضب حاکم واقع شدند و جان و مالشان مورد دستاندازی قرار گرفت و یا در صورت معتمدبودن مورد وثوقبودن، پس از مرگ، تمام دارایی و اموالشان به حاکم و حاکمیت رسید. او حتی مواردی بیشمار را برمیشمرد که به محض چشمبستنشان از دنیا، دارایی و اموالشان توسط حاکمیت مهر و موم شد. کاتوزیان این مسئله را "دلیلی روشن برای این که چرا در ایران مالکیت خصوصی به معنای رایج در تاریخ اروپا نمیتوانست وجود داشته باشد" میداند و با گریز به تاریخ مشروطه، افراد زیادی را نام میبرد که قربانی این مشکلِ عمده بودهاند. او همچنین از ضربالمثلی یاد میکند که بیانگر این مسئله و مشکلات ناشی از آن است :"بنده و هرچه متعلق به اوست، مال ارباب است".
مشکل سوم از نگاه کاتوزیان "مشکل انباشت و توسعه" است که در واقع با مشکل دوم رابطهای علت و معلولی دارد و ناشی از همان بحث عدم امنیت ملی و جانی است. بدین معنا که در شرایطی که هیچ شهروندی از امنیت مالی و جانی برخوردار نیست، طبیعتاً دست به سرمایهگذاری و پسانداز نیز نمیزند و مشکل عدم انباشت سرمایه پیش میآید. کاتوزیان با اتکا به مثالهایی از جوامع اروپایی به این نتیجه میرسد که سرمایهگذاری و انباشت سرمایه میتواند منجر به پیشرفت جامعه و در نتیجه تشکیل جامعهای درازمدت شود. او معتقد است:" رشد درازمدت اقتصاد نیاز به میزان زیادی از پسانداز و سرمایهگذاری – از منابع داخلی یا خارجی – دارد حتی در کشورهای صنعتی توسعهیافته". بحث کاتوزیان این است که جامعهی درازمدت میتواند امنیتی درازمدت را نیز ترسیم کند و آیندهای مطمئن را پیش روی شهروندان قرار دهد، در صورتی که این امر در جامعهی کوتاهمدت دور از دسترس است و در نتیجه انباشت سرمایه نیز رخ نمیدهد.
"مشروعیت و جانشینی در تاریخ ایران" عنوان مقالهی دوم است که در واقع شرح مفصلتر همان مبحث "مشکل مشروعیت و جانشینی" است و در آن عناوینی همچون "فره ایزدی" و "مشروعیت" به طور کاملتری مورد شرح و بسط قرار گرفتهاند. در مقالهی سوم نیز تحت عنوان "انقلاب برای قانون" شرحی از برههای از مشروطه را ارائه میدهد و بحثی پیرامون انقلاب نیز مطرح میکند. او در این مقاله به قیاس انقلاب مشروطه با انقلابهای اروپایی همچون فرانسه و انگلیس میپردازد.
مقالهی چهار "ملکالشعرا بهار در دوران مشروطه" نام دارد که شرح حالی از ملکالشعرا و فعالیتهای او در دوران مشروطه میپردازد. خود کوثری بررسی شرح حال ملکالشعرا را به نوعی بررسی مشروطه میداند و آن را در راستای بررسی مشروطه، مفید!
البته این همهی ماجرا نیست. نظریهی "جامعهی کوتاهمدت"ی که هما کاتوزیان ارائه میدهد، هرچند هنوز زمان زیادی از ارائهی آن نگذشته، اما به هر حال مورد خوانش مخاطبین و متخصصین امر نیز واقع شده و انتقاداتی نیز پیرامون آن مطرح گردیده که از مهمترین آنها این مبحث است که اگر بنا باشد نظریهی جامعهی کوتاهمدت را بپذیریم، باید آیندهی پیش روی جامعه را نیز آیندهای سیاه و تاریک ببینیم که هیچ امیدی به اصلاح آن باقی نمانده است. این منتقدین بر این باورند که نظریهی کاتوزیان در واقع به نوعی روزنهی امید به اصلاح را مسدود کرده و عقیده دارد این خانهی کلنگی هیچگاه معماری ماهر و کاربلد به خود نخواهد دید و همیشه روال همین خواهد بود که هر کسی که از راه برسد، تیشه به ریشههای سست و پوسیدهی آن میزند تا مگر بنایی جدید بنا کند.به هر حال این نظریه باید در مرور زمان، مورد خوانشی جدی قرار بگیرد و توسط اهل فن، بررسی و نقد گردد. هرچند لازم است اشاره شود که کاتوزیان پیش از انتشار این مقاله در قالب کتاب هم نظریهی خویش را در نوشتهها و مقالات خویش بیان کرده بود، امروز اما حُسن کار در این است که این مقاله به صورت کتاب منتشر شده، و البته به قلم جناب عبدالله کوثری مورد ترجمه قرار گرفته است.



نظرات
فریدون فرخ فرشته نبود ز مشک زعنبر سرشته نبود
به داد و دهش یافت این نیکوئی تو دادودهش کن فریدون توئی
فید RSS نظرات این پست